تبليغاتX
غــــ..ـــــ...ـــ ـــــم تنهـ.ــــایی

همه چی از دور قشنگه..حتی آدما...نزدیک که بشی گندش در میاد

http://floppy98.blogspot.com/2008/05/blog-post.html

هیچی نمیتونم بگم..

فقط ببینید..

گاهی سکوت با خودش خیلی چیزا به همراه داره..فقط کافیه عاقل  باشید..

 

صدام غم نداشت...
تلقین:تار های صوتیم یکم میلرزه فقط همین

 

همه میان میگن عاشقی!بابا به خدا نه من شکست عشقی خوردم نه عاشق!هیچ کودوم!اینا هیچ مخاطبی نداره!یکی میاد میگه من عین توام!منو ول کردو رفت!نمیگم دوست نبودم چرا اما خودم ازش جدا شدم!بسه دیگه

+ تاريخ چهارشنبه نهم دی 1388ساعت نويسنده فی فی
آخرین ستاره ای هم که برایم مانده بود و گهگاهی

برایم چشمکی میزد که امیدی باشد ...

خاموش شد..

آرام خاموش شد..

اگه امشب و ضربدر فردا کنی

یه چیزی تو مایه هایه دیروزه ت*خ*م*ی در میاد...

هرکی از راه رسید و گفت عاشقتم که عاشقت نیس..

شاید نیاز به روابط جنسی باعث شده  که دروغ مصلحتی بگن..

مهم نیس...

خدا(خدای من نه ها خدای شماها) میبخشتتنون!

 

عشق یه چیزی مثه کثافت کاریه!

و من از عاشقی متنفرم...

وقتی آخرش هرزگیه!

من دیگه طاقت نداره با زندگی بجنگه...

میشه مرد؟

از زندگی تحمیلی متنفرم...

اسم تحمیلی

فامیل تحمیلی

دین تحمیلی

کارام تحمیلی

مترسک خیالی تو تحمیلی!

کی میخواس به من بگه آشغال؟

کدوم گوساله ای بود؟

پس چرا خفه خون گرفتی؟

عوضی بیا جلو میخوام بگم حق با توس...من یه آشغالم..

آشغال

+ تاريخ دوشنبه هفتم دی 1388ساعت نويسنده فی فی |
ایــــن روز هـــــا همـــــــه خـ*ـا/یـــــ** ه مـ/ـا/ل**ـــی+ مــی کـنــنـــد  

شــمـــــــــــــــا چـــــــــطــــــــــــور ؟! 

 

 

-دلزده ام از این مـ.ملکت بی قانون . روح منتـ.ظری شاد .

+ تاريخ جمعه چهارم دی 1388ساعت نويسنده فی فی
خودم رو گول میزنم!

میدونم این تار دیدن

 از اشکیه که توی چشام جمع شده

ولی شیشه ی مانیتور رو تمیز میکنم!!

از کی شروع کردی به دوست نداشتنم

که الان هیچ دوستم نداری؟!!

 

یلدا باشد یا نباشد!

چه فرقی می کند؟

وقتی که من غمگینم  ، "شب" هیچ معنایی ندارد

Tu n'as peur de rien, tu n'as peur de personne. Sauf de toi-même. C'est la pire de toutes les peurs

 

تو که با گوشه ی چشمی غم عالم ببری حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

+ تاريخ دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت نويسنده فی فی

وقتی یه وبلاگ نویس مطلبی رو تو وبلاگش می ذاره بالطبع دوست داره نظر دیگرون رو در موردش بدونه تا در مطالب بعدی بتونه کم و کاستی هاش رو جبران کنه.

حالا می رسیم به نظرات دوستان((در حالت کلی)).

اگه وبلاگ مال یه اقا باشه اخر نظرات اینه که وب خوبی داری اگه مایل به تبادل لینک هستی  . . .

اما اگه مال یه خانم باشه

اولین نظر می بینی نوشته:                    اوووووووووووووووووووووووووووووووووووول

دومین نظر : چند تا شکلک عشقولانه  می ذاره

نظر سوم

 وبلاگت خیلی قشنگه مخصوصا مطلب ... خیلی قشنگ بود .

اگه مطبشون در مورد خاطره یا چیزی در این موارد باشه معمولا یه نظراتی مرتبط با موضوع وجود داره

نظرات بعدی: 

 به ما هم سر بزن

من لینکت کردم اگه خواستی ((منت بذار رو سر ما)) منو لینک کن

البته من نمی گم که اینا بد نه منتها اگه یه نظر درست و حسابی هم کنارشون باشه خیلی بهتره

البته بعضی دوستانم هستن که واقعا نظرشونو میگنو نویسنده رو خوشحال میکنن!

پ.ن:اینو نگفتم!بیشتر موقع ها اولین نظرا نظرای تبلیغاتیه!!!!

پ.ن:

B be E mi BA ram KH ba SHID rat
KOCHOO bad LOOHARO jori BE
sare KH kari OON.
( فقط حروف بزرگ رو بخون )
 

+ تاريخ جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت نويسنده فی فی
all parents say the same things...
me: mum can i go out tonight?
mum: ask you father
me: dad can i go out tonight?
dad: what your mother said?
me: mum said yes
dad: me i say no
me: come on,please
dad: ok,but if you been late you will not go out for 3 months

me:mum i wanna go 2 the mall...

mum:ask ur dad...

me:dad i wanna go 2 the mall...

dad:wt did ur mother tell u?...

me:she told me 2 ask u...

dad:i'll say yes f she sayez yes...

me:mum,dad will say yes if u say yes...

mum:ill say yes f he says yes....

((they both said yes))

mum i want sm money...

mum:go 2 ur dad...

me:dad i want sm... money....

dad:go 2 ur mom...

((mum&dad))

CANCEL THE NIGHT OUT

-_-

-------

me: mum can i go to my friends house?
mum: ask dad first
me: dad can i go to my friends house?
dad: ask mum first
me: she said yes
dad: okay you can go ..
*later at night*
mum&dad: your so grounded !
F A I L

پ.ن:امروز خیلی خواستنی شده بود!مخصوصا وقتی با هم برف بازی کردیم!بهم گفت موبایلش خراب شده برا همین اس ام اسامو جواب نمیده!

بهم گفت میدونم داشتی میمردی از دوری من!(کم مونده بود از خجالت آب شم و شدم)

(ربطی به متنم نداشت میدونم)

پ.ن:Merry Christmas

+ تاريخ جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت نويسنده فی فی |